تبليغاتX
دل نوشته های آتی و دی دی

































دل نوشته های آتی و دی دی

برای پر کشیدن شوق پرواز تو هستی... تو

حسن جونیم قربون همه ی مهربونی هات و زحمت هات برم من 

تو بهترین پسر دنیااااایی عزیز دلم

نفسمی

برای اینکه خستگیت در بره و یادت نره که دوست داررررم این نوشته های خوشگل رو تقدیم می کنم بهت، بدون که توی همه ی متن های عاشقونه تورو حست میکنم عشق خودم

 

تو چه شکیبا در باور من غرق می شوی و آنچنان عمیق بر من مینگری که گویی چشمان من میراث توست و من درقعر این دریا از صدف وجود تو عشق می چینم ..

خیییییییلی دوست دارم حسنم

 

(زن)
آغوشش را میدهد به عشقی که
تمام لحظات دوستش داشته
با نگاه مردانه آرامش دهد
در خیابان دستش را محکم گرفته.... قدم بزند
در تنهاییش حس امنیت دهد


(مرد)
تمام زندگیش را به پای زنی میریزد که
خستگیش را با بوسه ای گرم جواب دهد
وقت دلتنگی سرش روی سینه ی معطر عشقش بگذارد
و به آرامی بخوابد.....

تمام نمیشود حس عاشقی.. ..

 

 

 

لحظه قشنگیه وقتی اونی که عاشقشی از پشت بغلت میکنه...
دستاشو حلقه میکنه دورتو..
نفسای گرمش میخوره به گردنت و آروم زیره گوشت زمزمه می کنه : " دوستت دارم"

 

دوست دارم

تاريخ یکشنبه 1391/02/03سـاعت 19:26 نويسنده عاطفه| |

نیازمند کسی بودم که باورش کنم،

نگاهت بر من افتاد و باور کردم.

خواهان کسی بودم تا باورش کنم،

خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی

و باورت کردم

اما

آن چه که به راستی نیازمندش بودم،

باور کردن خود بود.

مرا به دنیای درونت بردی

و با اکسیر عشق یاریم کردی

و به برکت توست

که زنده ام، لمس میکنم و باور دارم،

کسی، چیزی یا خود را...

آری تنها به خاطر وجود توست.

 

حسنم عاشقتم وجودم،

 همیشه دوست دارم

 

تاريخ شنبه 1391/01/19سـاعت 21:25 نويسنده عاطفه| |

 
فرشتـــــــه مردانـــــــه ی ، قصــــــه هـــــــای منــــــــی ...

با هــــــزار روایت عاشـــــقانـــــه در سینـــــه......

 

عاشقتم حسنم میمیرم برات. دلم هر لحظه برات تنگ میشه ،میخوام توی تمام نفس هام کنارت باشم، حسنم میدونم مال خودمی ، میدونم دوسم داری ، میدونم داری تمام تلاشت رو میکنی برای اینکه زودتر بریم سر خونه زندگیمون . حسن من همه ی اینا رو میدونم. حتی میدونم که تو بیشتر از من بیقرارمی. از خدا میخوام به هردومون صبر بده تا تموم قشنگی هایی که تو ذهنمون تصور میکنیم رو به واقعیت تبدیل کنیم. چیزی تا ۲۹ اسفند نمونده. همون روزی که از ته دلت منو خواستی و ازم قشنگترین بله ی عمرم رو شنیدی. چقدر همه چی زود گذشت ، این سال رو با همه ی بی تابی ها و بی قراری هامون گذروندیم، شاید سخت تر از سال های پیش واسمون بود اما خیلی قشنگ بود. تو سال ۹۰ کتاب زندگیمون ورق خورد و وارد یه مرحله جدید زندگی شدیم که پر از حس عاشقونه بود، پر از دوست داشتن های ناب بود.۲۹ اسفند پارسال بود که از ته دلمون عشق همدیگه رو باور کردیم و به هم قول دادیم همیشه با هم بمونیم و با کمک هم یه زندگی آروم و عاشقونه تشکیل بدیم و پا به پای هم بیایم و به آرزوهامون برسیم، وقتی غصه داریم همدیگه رو آروم کنیم و وقتی شادیم با هم بخندیم. اینا تعهد قلب های ما بود ، باور چشم هامون بود که توی تموم سال وقتی تو چشای هم نگاه میکردیم از عشق میگفتیم و دلمون قرصه قرص بود که واسه ی همیم، همدم همیم و هیچ وقت همدیگه رو ترک نمیکنیم.
تاريخ دوشنبه 1390/12/22سـاعت 23:29 نويسنده عاطفه| |

 
 
مهم نیست کجـــا ...!
هر جا که آغوشت ،پناه ِ تنـهایی ام بـاشد ..آنـجـــــا ،
اَمن ترین و گرمترین مکان ِ دنیاست ...
حسنم وقتی میگی "میخوامـــــتــــــ "
این خلاصه ی تموم شعر های عاشقونه ی دنیـــاست
منم میخوامــــتـــــ حسنم، تا وقتی که زنده ام
تا وقتی که قلبم میزنه
نمیذارم پیر بشی.
حسنم تموم زندگی ام
اینو بدون که آتی با نفس هات زندگی میکنه
همیشه تورو دوست داشتم
و همیشه آرزو داشتم کنارت باشم
بهت قول میدم واست بهترین همسر دنیا بشـــــم
تو تموووووووم عشق منی بخدا
تاريخ شنبه 1390/12/13سـاعت 19:40 نويسنده عاطفه| |

سهلام سهلام دی دی جونیــمــ خوبی نفسیـــمــ همه کسم

و یه سلام تپلی به دوست جونی هامــ.

بچه هاااا من و حسن امشب خیلی خوشحالیم آخــــ ـ ـ ...

فردا یه روز خاصـــــــــه

خودتون حدس بزنیـ ــن

تولد من یا حسن؟

نـــــ ــه

فردا ۴ اسفند، سالگرد دوستیــــ ــــه من و حسن جونمــــه

روزی که خدا خواست تا منو حسنی رو با هم آشنا کنه  

حسنی ام خدا میدونه که چقدر دوست دارم نفسم 

توی این روز عزیز و عاشقونه میخوام که نهایت احساسم رو بهت نشون بدم

اما نمیدونم چجوری

هیچ کادو و هیچ کلمه ای نمی تونه احساس عمیقم رو بهت نشون بده همسری

حسن جونم همه کس منی توماچ

تک تک لحظه های عمرم پر از خاطره های با تو بودنه ، به عشق تو بودنه  

حسن جونم تو خیییییلی بزرگواری... تو خییییییلی مهربونی، خیلی ماهی بخــــــدا

یاد اون روز شییییرین به خیر خاطراتش واسم خییییییلی قشنگههههه

اونایی که عاشقن می فهمن چی میگم. اون موقعی که برای اولین بار دیدمت از ته قلبم حست کردم یه حس عجیـــــیب و قشنگ که فقط خـــــدا باورش میشه که من چــــی میگم و چه حسی داشتم. اون روز از اعماق وجودم تورو شوهر خودم تجسم کردم. حسنم نیومده نشستی ته ته دلم قربونت برم، قدرتو میدونم و همیشه عاشقت می مونم هیچی از خودم ندارم اما خالصانه همه ی  احساسم رو به پات میریزم  نفسمی نباشی نیستم بخـــــــدا

خدایا شکرت که این فرشته ی پاکت رو برای من آفریدی و فرستادیش وسط قلب خودم کمکم کن هرلحظه بیشتر از این عاشقش باشم و تا آخر عمرم عاشقونه واسش لبخند بزنم و نذارم حتی یه لحظه غصه بگیرتش. کمکم کن واسش بهترین باشم . خدایا ممنونم ازت به خاطر این عشق پاکی که بین ما قرار دادی ، خدایا ازت می خوام خیلی زود ما رو به هم برسونی ، خدایا خودت توی ثانیه به ثانیه ی زندگیمون همراهیمون کن. کمکمون کن همیشه زندگیمون شیرین و سالم باشه پر از عشق و دوستی باشه ...

فردا سومین سالگرد دوستیمونه قلب یه دوستی واقعی ، یه دوستی عمیق و همیشگی که برای من و عشقم خیییییلی شیرینه، یاد اون روزای اول به خیر، دیشب کلی یاد اونروزا رو کردیم خدایا ازت می خوام این دوستیه مارو هزار ساله کنی و حتی توی اون دنیا هم ما رو به هم برسونی.

خدایا ازت خواهش میکنم من و حسن رو کنار هم قرار بده من و حسن طاقت دوریه همو نداریم ، خدایا میدونم حسنم خیلی از من پاکتره کمک کن مثل اون یه فرشته باشم تا بتونم بیام توی بهشت کنارش ، خدایا نه حسنم حوری می خواد نه من مردای بهشتی رو ، خدایاااا من و حسنم بعد تو، همو میخوایم.

خدایا توی این شب قشنگ ازت هزاربار ممنونیم که دل های ما رو با هم آشنا کردی

تاريخ چهارشنبه 1390/12/03سـاعت 23:24 نويسنده عاطفه| |

نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو

با واژه ها بیان کنم.

اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام

با این همه

هنگامی که می خواهم این ها را به تو بگویم و یا بنویسم ،

واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند.

گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم ،

می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم.

آن گاه که با توام ،

احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند.

آن گاه که با تو ام ،

چو گلی هستم که گلبرگ های زندگی را شکوفا می کند.

آن گاه که با تو ام ،

چون امواج دریا هستم ،

که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند.

آن گاه که با تو ام ،

رنگین کمانی پس از توفانم ،

که پر غرور رنگ هایش را نشان می دهد.

آن گاه که با تو ام ،

گویی هر آنچه که زیباست ما را در بر گرفته است .

این ها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است .

شاید واژه ی "عشق" را ساخته اند

تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند.

اما باز هم این واژه کافی نیست .

با این همه چون هنوز بهترین است

بگذار بگویم و باز بگویم که

بیش از عشق بر تو عاشقم .

بعدا نوشت: عکس کادوهای ولنتاینمون رو گذاشتم توی ادامه مطلب


ادامـه مطـلب
تاريخ یکشنبه 1390/11/30سـاعت 20:8 نويسنده عاطفه| |

وقتي كنارم نيستي

وقتي دستات توي دستام نيست

وقتي چشام خيره به چشات نيست

دلم شديـــــــــد برات تنگ ميشـــــــه نفســــم

وقتي كنارم نيستي

روزها

شب ها

هيچ فرقي واسم نداره

چرا كه زمان واسم به سختي ميگذره

و من تمام مدت بي تاب تــــــــــوام حسنــــــــم

وقتي دلم واسه ديدنت پر ميزنه

دلم ميخواد

دنيا انقدر كوچيك بود تا من

مثل يه پرنده

كه عاشق جفتشه

پر ميزدم و ميومدم پيشت همســـــــرم

وقتي كنارتم

اونقدر از احساس سرشارم

كه دلم ميخواد

دنيا اووووونقــــــــــــدر بزرگ بود

تا ميتونستم

تمـــــــــــام احســـــــــاسم رو توش جا بدم همه كسم

وقتي دلم برات تنگ ميشه

توي تك تك نفسهام حست ميكنم

اون موقع است كهـ ـ ـ ـ

ميخوام از همين دور دورا

داد بزنم

حســـــنــــــم عـــــــاشــــقــــتـــــــم



تاريخ جمعه 1390/11/14سـاعت 16:30 نويسنده عاطفه| |

MiSs-A